X
تبلیغات
رایتل
بچه های سایبری
 
 
بوی یاس در بهار به مشامم رسید ...

بسم رب الزهرا ... 

 

 

 

 

طرح نوشت : امسال بهارمان ، در عطر یاس غرق شد ... حساب و کتاب این چند روز هم باشد با خود حضرت مادر ... چه صفایی ... شبهای هیئت ... بنده خدایی می گفت : چرا شما بچه مذهبی ها وقتی به هم میرسید ، فقط ناله می کنید و از اوضاع اطرافتان گله دارید ... گفتم ، دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید ... به قول حافظ : حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست. که آشنا سخن آشنا نگه دارد ... بش گفتم : سفره دلمون رو که نمی تونیم بریم پیش غریبه ها باز کنیم ، مجبوریم ، با کسایی که دردامون رو میفهمن درد و دل کنیم ... اگه خیلی خصوصی باشه ، به مادرمون میگیم (حضرت زهرا«س») ... راستی نمی دونم داستان برادرای یوسف رو شنیدی یا نه ... اونجای داستان که برادرای یوسف ادعا می کنن که یوسف برده ماست ، و می خواستند یوسف رو بخاطر اندک پولی به کاروان رهگذر بفروشن ... کاروان هم وقتی رسید به مصر یوسف رو برای فروش ، به اعلان همگانی گذاشت ... دردم از اینجا بود، که برادرای یوسف با اینکه می دونستند اون یوسف'ه و برادرشونه ،باز هم دست از اون کارشون بر نداشتند ، و یوسف رو به بهای اندکی فروختند ... بعدش هم رفتند پیش باباشون و گریه کنان دروغ گفتند که یوسف رو گم کردند ... اما هم حرفاشون و هم اشکاشون دروغ بود ... حالا هم شده حکایت ما ... بعضی وقتها از سر غفلت یا توجیه یا عمداً یوسف فروشی میکنیم ... مهدی فاطمه رو به بهای اندکی ، با هر چیزی معاوضه می کنیم ... میدونیم مهدی اماممونه ، می گیم آقا جان منتظرتیم ، ولی اعمال برعکس همه چیزه ... بیایم قدر یوسف فاطمه رو بدونیم ... بیاییم اگه ادعا می کنیم شیعه علی(ع) هستیم و منتظر پسرش ، توی عمل نشون بدیم ... یکی نبود این چند روز به آقایان مسئول ما بگه : آخه (ای آدمهای ابوموسی صفت) نون این نظام رو میخورید ، دریغ از زدن یک اعلامیه شهادت حضرت مادر جلو درب اداره و سازمانتون ... یکی نیست به اون مسافر نوروزی بگه، آخه آدمی که پیشونیت جای مهر و سجاده روش جلوه نمایی میکنه ، تو دیگه چرا ؟؟؟ چرا رعایت نمی کنی ؟  آهای جوونی که محرّم واسه حسین سینه زدی ؟ بخدا همین حسین ، اسم مادرش فاطمه ست ... آره درست شنیدی ... فاطمه !!! ... تویی که ده روز سیاه میپوشی ، توی فاطمیه دست نکردی ، دو روز خودتو نگه داری و اون صدای آهنگ ماشینتو ، خاموش کنی ... مادر حسین رو با چی عوض کردی ؟؟؟ مادر مهدی رو با چی طاق زدی ؟؟؟ با بلند کردن آهنگ توی خیابون ؟؟؟ اون هم توی فاطمیه ؟؟؟ با انجام دادن بدترین کارها توی سواحل جنوبی و جزایر ؟؟؟ بخدا هنوز صدای ناله مادر بلنده ... ای داد ای داد ای داد ... و چقدر یوسفت را ارزان فروختی عزیزم ... اما حاشا به غیرت اون بچه شیعه ای که مردونه ، فاطمیه رو پاس داشت ... ایول داری بخدا ... فدای تو بچه شیعه بشم ... من پیش مرگت بشم ... ایشالله شهید شی ... واسه ما هم دعا کن که ... یاعلی ...




ارسال شده توسط: علیرضا ماهان
تاریخ : سه‌شنبه 6 فروردین 1392